الشيخ رسول جعفريان
155
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
عربى ، قساوت در انتقام ، و مسايلى چون شرب خمر ، قماربازى و آنچه در رديف آنهاست ، صفت جاهلى را اطلاق كرده است . « 1 » به عقيدهء جواد على جاهليت به معناى سفاهت ، حماقت ، حقارت ، و خشم و تسليم ناپذيرى در برابر اسلام و احكام آن مىباشد . « 2 » احمد امين نيز همينگونه مىانديشد . « 3 » بعضى از نويسندگان ، كلمه جاهليت را به لحاظ آن كه از ريشهء جهل گرفته شده ، در مقابل علم و دانش قرار داده و بر اين باورند كه اسلام اين كلمه را در مقابل علم و دانشى كه پيامبر بدان وعده داده به كار برده است . « 4 » اما با دقت در استعمالات آن در قرآن ، ديديم كه اين كلمه در مقابل علم و دانش به كار نرفته است ، هر چند ما نمىخواهيم علم و دانشى را براى دورهء جاهلى ثابت كنيم . بعدها در اين مورد مفصل سخن خواهيم گفت كه عرب از لحاظ علم و دانش در مرحلهء بسيار پستى قرار داشته است . كتابهاى لغت نيز معنايى را از جاهليت به دست مىدهد كه با كاربرد قرآنىِ اين كلمه ، سازش دارد ؛ مردمى كه نسبت به خدا و پيامبر و شرايع آسمانى جاهل بوده تفاخر به آباء و اجداد نموده و با كبر و غرور زندگى مىكردهاند ، مردم جاهلى خوانده مىشدند . « 5 » نويسندهء ديگرى مىگويد : ظاهرُ اين است كه كلمهء « جهل » يك معناى واحدى دارد و آن اين كه هرچه مخالف علم باشد ، حال چه نسبت به معارف الهى ، چه علوم ظاهرى ، چه تكاليف شخصى ، جهل خوانده مىشود . « 6 » در توضيح نهايى راجع به اين كلمه بايد گفت : هر عمل خلاف و نادرست ، چه نتيجه جهل باشد چه حاصل عدم حاكميت عقل بر قواى انسانى ، به آن عمل جاهلى گفته مىشود كه در فارسى عوامانه كلمهء « نفهمى » در برابر آن است ؛ يعنى اگر علم نداشته باشد و عملى را انجام دهد ، اين كلمه بر او صادق است ، همانطور اگر بداند ولى نتواند خود را كنترل كند باز اين كلمه بر او صادق است . از ابن عباس نقل شده كه در اثبات جاهليت عرب همين آيه بس كه « 7 » : « قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِراءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ ؛ « 8 » زيان كردند كسانى كه به سفاهت ، بى هيچ حجتى ، فرزندان خود را كشتند و به خدا دروغ بستند و آنچه را به ايشان روزى داده بود ، حرام كردند . اينان گمراه شدهاند و راه هدايت را نيافتهاند . »
--> ( 1 ) . تاريخ الادب العربى ، بلاشر ، ج 1 ، ص 47 ( 2 ) . المفصل ، ج 1 ، ص 40 ( 3 ) . فجرالاسلام ، ص 70 و نك : العصر الجاهلى ، ج 1 ، ص 39 ( 4 ) . تاريخ الادب العربى بلاشر به ( نقل از گلدزيهر ) ، ص 47 ؛ المفصل ، ج 1 ، ص 40 ( 5 ) . نك : لسان العرب و مجمع البحرين ذيل مورد ( 6 ) . التحقيق فى كلمات القرآن ، ج 2 ، ص 20 ( 7 ) . بلوغ الارب ، ص 20 ( 8 ) . سوره انعام ، 140